برگي از معماري معاصر ايران
رضا
فراهاني دانشآموخته کارشناسي ارشد معماري از دانشکده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران و
دانشجوي دکتراي تخصصي معماري در دانشکده هنر و معماري دانشگاه آزاد اسلامي واحد
علوم و تحقيقات است.
وي در حال حاضر عضو هيات علمي دانشگاه آزاد
اسلامي واحد شهر ري بوده و با بنياد معماري ميرميران به صورت افتخاري همکاري ميکند.
در گفتگو با مهندس رضا فراهاني، محقق و استاد
دانشگاه به بررسي ويژگيهاي معماري در دوره پهلوي اول پرداختهايم که توجهتان را
به بخش اول آن جلب ميکنيم.
اشاره:
اکثرصاحب نظران مبدا
زماني معماري معاصر ايران
را تحولاتي در نظر ميگيرند که از اواسط دوره قاجار، يعني با سلطنت ناصرالدين
شاه شروع ميشود. دراين دوره بيشتر از دورههاي قبل، تاثير تحولات معماري و
شهرسازي را شاهد هستيم که ريشه در تحولات دنياي غرب دارند.. يعني تا دوره قاجار و
اواسط آن که سفر ناصرالدين شاه به غرب پيش ميآيد، تاثير هنر غرب بر معماري را به
اين پر رنگي و شدت نداشتيم. بنابراين مبدا تحولات را ميتوان از زمان ناصرالدين
شاه و صدارت اميرکبير درنظر بگيريم که يک سري تحولات در شوون مختلف زندگي انجام
شد. نحوه آموزش جديد مانند تاسيس دارالفنون، استفاده ازصنعتگران و پيشهوران
و رفتن به سوي توليد صنعتي که باعث تحولي عميق درنوع نگاه مردم به زندگي و افزايش کيفيت
زندگي شد. از سوي ديگر، ارتباط با کشورهاي غربي باعث شد نياز به سازمانها و
ارگانهايي مانند بلديه يا شهرداري، نظيمه يا شهرباني، پستخانه، تلگرافخانه و
بناهايي که هيچ گونه سابقه قبلي درمعماري و شهرسازي ايران نداشت، شکل بگيرد. معماري
معاصر ايران را ميتوان به دوران پيش از پهلوي، پهلوي اول، پهلوي دوم و بعد از
انقلاب تقسيم کرد.
بهتراست ازمعماري معاصرايران دردوره پهلوي اول شروع کنيم، دراين باره لطفاً
توضيحاتي بفرماييد.
ميتوان دوره پهلوي اول را زماني فرض کنيم که در آن مبادلات فرهنگي در
ايران به سمت عدم توازن پيش رفت و فرهنگ و هنر ايراني به سمت عدم تداوم آن چه
درگذشته ايران وجود داشته، ميرود. ما بايد راهآهن، شهرداري وبانک ميساختيم، بنابراين
به اصطلاح آن روز مستشاران و به اصطلاح امروزکارشناساني ازکشورهاي غربي وارد مملکت
ما شدند. فضاها و عملکردها توسط افرادي طراحي شد که تجربه اين کار را داشتند. براي
هماهنگ کردن اين عملکردها با روح و معماري سنتي گذشته، ازيک سري الگوبرداري ها و يک
سري تزيينات ظاهري درکالبد ساختمان استفاده شد. به طورمثال ميتوان ازعناصرمعماري
هخامنشي دربانک ملي شعبه صندوق پس اندازملي درخيابان فردوسي نام برد.
توجه داشته باشيد که اين دوره همزمان
با اوج توجه دنياي غرب به شرق به علت مسايل باستان شناسي و کشف دنياي افسانهاي شرق
بود. درنتيجه، اين مستشاران علاوه براين که تمايل به ارايه خدمات درايران بودند،
علاقه به بالا بردن شناخت و آگاهي خود نسبت به دنياي شرق داشتند. يعني آنها راه ميانبر
را طي کردند. طراحي بسياري ازآثاري که درسالهاي 1300 تا 1320 هجري شمسي درايران
ساخته شد، توسط مستشاران غربي صورت گرفته بود. علاوه براين بسياري ازمسايل فرهنگي
کشورمان نيزتوسط آنها مستند سازي شد. مانند کتاب هايي که توسط آندره گدار،
پروفسور آرتور آپهام پوپ، ماکسيم سيرو و امثال آن تهيه شدهاست. دراين
دوره شاهد اين هستيم که جامعه سعي ميکند با اقتدار بسيارشديد حکومت سياسي، کار را
پيش ببرد. بنابراين در وهله اول عامل تعيين کننده دراين معماري، نقش حکومت و فضاهاي
مرتبط با ارکان حکومت است. با تصميم حکومت ديوارهاي دوره ناصري شهرتهران خراب، خندق
تهران پر و دروازههاي شهر تخريب ميشود، محدوده شهرگسترش پيدا مي کند و دوخيابان
عمود برهم و بسيار طويل درشهر تهران احداث مي شود. يکي خيابان انقلاب فعلي يا شاه
رضاي سابق و دومي خيابان وليعصر. به گفته بعضي ازمتفکران دوره معاصر، دراکثرشهرهاي
ايران اين اتفاق رخ داد و دو خيابان عمود برهم شکل گرفت. اين دو خيابان عمود برهم
پاسخي بود بر برونگرايي که دردنيا اتفاق ميافتاد و تمايلي که حکومت بر ابراز خود
داشت، يعني يک خيابان عريض درمحدوده هاي مرکزي شهر و درحاشيه اين خيابان عريض،
ساختمانهاي دولتي را قرارمي داد و ازاين طريق اقتدار خود را نشان ميداد.
مثالي ذکرمي کنيد؟
دبيرستان البرز در تهران درحاشيه خيابان انقلاب که کاربري اوليه اين بنا کالج آمريکاييها
بود که بعدها به وزارت آموزش و پرورش واگذار شد. شهرداري شهررشت که درپيرامون
ميدان شهرداري يا ميدان شهدا شکل گرفت. شهرداري شهرتبريز، مجموعه بناهاي
دانشگاه تهران در حاشيه خيابان انقلاب و نظاير آن ازمواردي بودند که به اين
شکل تاسيس شد.
کالبدي که درآن دوره شکل گرفته، امروزچگونه مي تواند جوابگوي نيازامروزما
باشد؟ آيا بايد آن را حفظ کنيم؟ نيازهايمان را تغيير دهيم يا آنها را تخريب کنيم و
بر اساس نيازهايمان ساختمانهاي ديگري بسازيم؟
اعتقاده بنده که نشات گرفته ازيک توافق جمعي است، اين است که ساختمانهاي اين
دوره، برگي از معماري معاصر هستند که بايد حفظ وحراست شوند. دردنياي غرب هرچيزي که
بيش از صد سال عمرکند به عنوان آثار فرهنگي شناخته ميشود و ازآن حفظ و حراست ميشود.
بسياري ازمخروبههاي جنگ جهاني دوم حفظ و بازسازي شد. هنوز که هنوز است به
جاي برجهاي تجارت جهاني که در يازده سپتامبر از بين رفتند، هيچ اثري ساخته نشده و
قرار نيست ساخته شود. يعني با نبود اين دو برج، ياد آنها همواره زنده خواهد ماند. در
ايران نيز بايد اين کالبدهاي جديد حفظ شود. چون نشانه اين که کالبدهاي قديم جزو
ارزشهاي معماري و هنرو فرهنگ ماست، اين است که تا به امروزبعد از گذشت هفتاد سال
خود را حفظ کردهاند. اگر در تعداد معدودي ار آنها خطا ميبينيم، آنها را به عنوان
آموزهاي حفظ کنيم تا به عنوان تجربه جلوي چشمانمان باشد.
هنوزعرصههاي شهري ما آن قدرکوچک
نشدهاند که مانند کشورهلند، با خشک کردن دريا بخواهيم زمين ايجاد کنيم و سپس در
آن زمين معماريهاي نوين به وجود بياوريم.عرصههاي شهري آن قدرظرفيت دارد که
مجبورنشويم با تخريب حمام خسروآقا بناي منحصر به فرد دوره صفويه در محدوده
ميدان نقش جهان اصفهان به احداث پارکينگ و ساختمانهاي تجاري بپردازيم.
چه عواملي شکل دهنده معماري معاصردوره پهلوي اول هستند؟
نيازهاي جديد تمدني، شتاب هرچه سريعتر براي جهاني شدن و تغييرکيفيت زندگي
از قديم به جديد، تمايل حکومت به ساخت اين نوع معماري، حضورنيروهاي متخصص داخلي و
خارجي دراين زمينه ازجمله اين عوامل هستند.
نمونهاي از آثار اين دوره را نام ببريد.
ازآثارمعماري معاصردوره پهلوي اول ميتوان به موزه ايران باستان
اثرآندره گدار و ماکسيم سيرو، دبيرستان فيروزبهرام و دبيرستان البرز
اثر نيکلاي مارکف، باشگاه دانشگاه تهران اثر رونالد دوبرول، کاخ
دادگستري اثر گابريل گِوِرکيان و رونالد دوبرول، شهرباني مرکز اثر قليچ
باغليان، هنرستان دختران اثر وارطان هوانسيان، دانشکده حقوق دانشگاه
تهران اثر مهندس محسن فروغي، راه آهن تهران و آثار بسيار زياد ديگر اشاره کرد.
معماري اين دوره چه ويژگي هايي دارد؟
مهمترين خاصيت معماري اين دوره اين است که پلان، پلان غربي است. ساختارهاي
H شکل، ترکيب چند فرم L شکل با يکديگر، روي
آوردي ازدرون گرايي به برونگرايي، تاکيد زياد برعظمتگرايي، تاکيد برساختارکالبدي
بنا به عنوان يک مجسمه شهري، استفاده از عناصر معماري قبل ازاسلام به ويژه استفاده
ازعناصر معماري هخامنشي و ساساني مانند الهام ازايوان کسري درموزه ايران باستان،
استفاده ازسرستونهاي هخامنشي درشهرباني سابق و بانک ملي شعبه پس انداز و تاثيرپذيري
ازجنبش معماري مدرن که دراروپا شکل ميگرفت، ازجمله ويژگيهايي است که اين معماري
دارد. علاوه بر آن استفاده از مصالحي مانند بتن مسلح، بتن نمايان و نظاير آن در
ساخت بناهاي اين دوره مرسوم شد.
يکي ازويژگيهاي مهم دراين دوره فاصله گرفتن ازمعماري سنتي است. يعني طعم
فضا، ديگرايراني نيست و به سمت يک معماري به سبک بين المللي که مدعي است متعلق به يک
زمان و مکان نيست، ميرود.
دراين دوره ازچه مصالحي بيشتراستفاده مي شود؟
در اين دوره فناوري غربي وارد عرصه معماري ايران شد و شاهد استفاده ازبتن مسلح
و فولاد در سازه ساختمان هستيم. چه درسازههاي فلزي و چه ترکيب سازههاي فلزي و بتني.
يکي ازنمونههاي اوليه اين کاربرد، بناي شهرداري تبريز است.
با توجه به مباحث مطرح شده، علت ضعف درمعماري حال حاضر ما چيست؟ آيا ميتوان
بيان کرد معماري دوره پهلوي اول در اين مساله تاثيرگذاربوده است؟
شروع اين مساله، در معماري ريشه ندارد. وقتي يک مملکت ازتبادل فرهنگي به
تهاجم فرهنگي و ازمبادلات فرهنگي به پذيرش فرهنگ دچارشود، وضعيت اين است. سوال شما
اين است که آيا دردوره پهلوي اول سنگ بناي ضعف معماري گذاشته نشد؟
اين مساله دراواخر دوران صفويه اتفاق افتاد که به توليد فرهنگي دست پيدا
نکرديم. يعني موازنه فرهنگي نداشتيم و فقط پذيراي فرهنگ شديم. کوتاهيهايي که
دانشمندان و جامعه از اواخر دوره صفويه درتوليد علم داشتند، عامل اين نابسامانيهاست
که امروز ميبينيم.
اگربخواهيد نمرهاي به اين معماري بدهيد از بيست نمره چه نمرهاي ميدهيد؟
بين 17 تا 18، چون بسياري ازاصول زيبايي شناسي، اصول استحکام و پاسخگويي به
عملکرد در آنها رعايت شدهاست. آن دو يا سه نمره هم به خاطر اين کسب نشده است که
به مسايل بومي و فرهنگي گذشته توجهي نشدهاست و معماري اين دوره در تداوم تجربههاي
قبلي نبودهاست، بلکه اين ادعا را دارد که عصر نويني آغاز شده که به معماري نويني
نياز دارد و از اين رهگذر آنچه متعلق به گذشته است، پوسيده، قديمي و بدون استفاده
است، به جز آن چيزهايي که به گذشته بسيار دور باز ميگردد و از آن هم به صورت تزييني
استفاده شدهاست. در يک مقايسه بدون در نظر گرفتن زمان، من به موزه هنرهاي معاصر از
20 نمره، 30 ميدهم، چون علاوه برآن که تداوم معماري گذشته ايران است، تقليد هم نيست
و متعلق به زمان خودش است.
ادامه دارد...